تولد خانوم دایی
امروز تولد میترا خانوم ( خانوم دایی مصطفی) هست . دیشب با خاله فاطمه و علی رفتیم بازار خرید کادوی تولد . بعد از اون هم رفتیم خونه دایی مصطفی . وقتی رسیدیم دیدیم دایی تدارک یه جشن کوچیک رو داده و یه تعداد از فامیل را هم دعوت کرده .قبل این که بقیه بیان من با خاله نشستیم و فیلم عروسی رو دیدیم ... خیلی خوب شده بود به خصوص قسمت پشت صحنه ...
حالا بریم سراغ اصل مطلب

مهمونا آمدن و شروع شد جشن کوچیک ما
خاله فاطمه شعر می خوند و همگی میگفتیم توللللللللللللللللللدددددددددددددددتتتتتتتتتتتتتتتتت مممممممممببببببببببببببباااااااااااااررررررررررررررررک دقیقا با همین کشش .

حالا نوبت کیکه

و علی آقا به جای خانوم دایی فوت میکنه ، اونم نه یک بار ، چند بار

حالا علی آقا با دوستان قررررررررررررررررررر می دن

امروز باشکوه ترین روز هست ، روزی که خدا تو را به جهان هدیه داد
و من می ترسم به تو تبریکی بگویم که شایسته تو نباشد
به زمین خوش اومدی فرشته مهر و زیبایی
تولدت مبارک




تولد خانوم دایی
